|
نخستين مدرسه ي جديد «ايراني »در زمان« ناصرالدين شاه قاجار» در« تبريز» تاسيس شد، مدرسه اي كه عمري كوتاه داشت. در زمان «مظفرالدين شاه »و در بستر آگاهي هايي كه در آستــــانه ي انقـلاب « مشروطيّت» به وجود آمده بود، تاسيس مدارس جديد به شكل يك جريان در « تهران» با حمايت صدراعظم اصلاح طلب« مظفرالدين شاه»، يعني« ميرزا علي اصغر خان اتابك، امين السلطان» دنبال شد |
|
ادامه مطلب...
|
« مكتب» يا «مكتبخانه»، «كُتَّاب» (به ضم كاف و تشديد تاء) يا «كتّابخانه»، به ابتدائيترين محل فراگيري تعليم و تربيت گفته مي شده است و مدير آنرا معّلم مكتبدار، اديب، مؤدِب، ملّا و يا آخوند مي گفتهاند. |
|
ادامه مطلب...
|
«بي سوادهاى «اروپا» در هزارى ده نفر است و... با سوادهاى «ايران» در هزارى ده نفر» از ميان آن همه مطالب روزنامه «اختر »، اين جمله ي نغز و اين واقعيّت تلخ، ذهن طلبه ي جوان «تبريزي »را به چالش كشيدكه بار سفر بسته بود تا براي تحصيل علوم دينى به «نجف » برود. امّا همين يك جمله كافى بود تا پاي رفتنش سست شود. |
|
ادامه مطلب...
|
دریکی از خانه های خشت و گلی و ساده روستای «جاء جاء ،کرون اصفهان» که متعلّق به «نجف علی و خورشید بیگم» بود در سال 1260 ه ش/1298ه ق/1889م فرزندی به دنیا آمد که از سوی پدر که به آتیه ی پرکرامت او امیدها بسته بود «صفرعلی »خوانده شد.اگرچه روزگار شیوه ی دیگری را یرای او رقم زده بود،زیرا براین منوال در سن سه سالگی«صفرعلی» از داشتن مادر و در هنگام هفت سالگی از داشتن نعمت پدر محروم گردید. |
|
ادامه مطلب...
|
دلم برای الف می سوخت. زیرا الف نا دار بود، هیچ نداشت و این از نخستین درس هایی بود که با یاد گرفتن آن می دانستم الف چیزی ندارد،هیچ نقطه ايي ندارد. دلم می خواست یکی ازث بگیرم و به الف بدهم، تا هم الف چیزی داشته باشد و هم ث یکی را به هم نشین نادارش بدهد. |
|
ادامه مطلب...
|
بخشي از داستان زندگي «دکتر [ محمّد] قريب»، [که در مجموعه ی تلویزیونی آن به نمایش در آمد] به[ معرّفی ] کودکي او باز ميگردد. آنجا که... در يک روستا، متعصبّين با تأسيس مدرسه به سبک جديد مخالفند و[ براین قاعده ] مدرسه ی [مذکور ] را به آتش ميکشند ... [بر همین اساس] روز اوّل آغاز تحصیل «دکتر[ محمّد] قريب»... «علي اصغر خان قريب»، پدر روشن انديش «دکتر محمّد قريب»، او را به «مدرسه ي غيرمجاني سيروس» ميفرستد و از فرستادن وي به مکتب خانه ی [ واقع ] در نزديکي خانه ی ...[خویش] خودداري ميکند. |
|
ادامه مطلب...
|
« آقا سيـّدعلي » درخانوادهاي محترم كـه نسب به « سادات طباطبايي » ميرسانند، درخانهاي مصفّا درمحله ي « درب ده ( دَرْدِيْ ، درهّ دي ، درهّ ده ) » و مشرف بر بيشه ي پردرخت حاشيه ي جنوبي « دهكرد ( شهركرد ) »، ( درحدّ فاصل خيابانهاي وليعصر و دوازده محرم، درسمت شمالي بلوارخواجه نصيرالدين طوسي امروز ) متولـّد گرديد. |
|
ادامه مطلب...
|
در سوّم بهمن ماه سال 1320 ه ش/ 1361ه ق/1942م در محله ایی در غرب« شهرکرد (دهکرد) »که بعدها با نام «ابوعلی سینا(بوعلی سینا) »شناخته شد سوّمین دختر« عبّاس بنی طالبی دهکردی و جهان سلطان فرد رئیس دهکردی» (متوفي8/5/1346ه ش/1387ه ق/1967م مدفون در تكيه ي حاج مرتضي ريزي در تخت فولاداصفهان) با نام «جمیله» در خانواده ایی کشاورز پیشه به دنیا آمد که روزگار مقدّر کرده بود در آتیه اوّلین دختری باشد که سدّ ادامه ي تحصیلات خانم ها را در منطقه ی «چهار محال و بختیاری »شکسته و به عنوان اوّلین دیپلمه ی متوسطه ی دختر در رشته ي« طبيعي(علوم تجربي ) » در« شهرکرد ( دهکرد) »شناخته شود. |
|
ادامه مطلب...
|
براي پرورش قواي فكري و تهذيب اخلاق و تقويت وجدان و حس [ميهندوستي]... آموختن تاريخ بسيار سودمند و بلكه ضروري است. تدريس تاريخ چگونه قواي فكري را پرورش ميدهد؟ |
|
ادامه مطلب...
|
قبل از سال 1293هـ . ش / 1333هـ .ق / 1914م در سرتاسر«چهارمحال» مدرسه اي وجود نداشت و تحصيل و تربيت اطفال تا آن تاريخ بسته به وجود ملّايان و معلّمين مكاتب بود كه به همان طرز و روش ديرينه تعليم مي كردند . |
|
ادامه مطلب...





